درون اینه ها درپی چه می گردی ؟
بیا ز سنگ بپرسیم
که از حکایت فرجام ما چه می داند
بیا ز سنگ بپرسیم
زانکه غیر از سنگ
کسی حکایت فرجام را نمی داند
همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است
نگاه کننگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
چه سنگبارانی ! گیرم گریختی همه عمر
کجا پناه بری ؟
خانه خدا سنگ است
به قصه های غریبانه ام ببخشایید
که من که سنگ صبورم
نه سنگم و نه صبور
دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد
چه جای دل که درین خانه سنگ می ترکد
در آن مقام که خون از گلوی نای چکد
عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد
چنان درنگ به ما چیره شد که سنگ شدیم
دلم ازین همه سنگ و درنگ می ترکد
بیا ز سنگ بپرسیم
که از حکایت فرجام ما چه می داند
از آن که عاقبت کار جام با سنگ است
بیا ز سنگ بپرسیمنه بی گمان همه در زیرسنگ می پوسیم
و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟
درون اینه ها در پی چه می گردی ؟فـــــریــدون مــشــیــــــری
www.avayeazad.com لينك | نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط N e D a |
الا ای دوستان گم کرده ام ره ،رهنما خواهم
در این تاریکی و ظلمت فقط نور خدا خواهم
ندارم اندر این دنیا به کس امید جز بر خود
شدم بیمار عشقش من ز درگاهش دوا خواهم
گنه کارم و خود آگاه زین کردار
فقیر بی نوا هستم ز دربارش نوا خواهم
من امشب آن قدر مستم وسرشارم
که در این دم دو صد جام دگر بر خود روا خواهم
خسرو نکونام
www.avayeazad.com
لينك | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط N e D a |
آرزو کردم بماند
رفت و جز یادی از او در دل نماند
آرزو کردم بیاید
دور گشت از من
رفت تا مرز جدائیها
آرزو کردم صدایش
مرحم دردم شود
گشت آرام و بی صدا
تا که نای ناز یادش
رخت بندد از درون یادها
آرزو کردم پیامی
آید از سوی نگارم
گشت تاریک و خموش
هر دیار و کوره راه
آرزو کردم بیاید ، قطره اشکی
تا بشوید رنگ رخسارش زقلبم
اشک جاری گشت اما ،
ماند در دل نقشی از آن رنج ها
آرزو کردم بمیرم
تا نبینم من چنین درد و غمی را
زنده ماندم
سوختم ،
آتش گرفتم در میان دردها
حسن غفاری
www.avayeazad.com

