تبليغاتX
ღ•**•.ღتــرســـیـــم عــشـــقღ.•**•ღ


ღ•**•.ღتــرســـیـــم عــشـــقღ.•**•ღ

تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند .

او را برنگ و بوی نگویم نظیر نیست

گلبن نظیر اوست ولی دلپذیر نیست

ما را نسیم کوی تو از خاک بر گرفت

خاشک را به غیر صبا دستگیر نیست

گلبانگ نی اگر چه بود دلنشین ولی

آتش اثر چو ناله مرغ اسیر نیست

غافل مشو ز عمر که سکن نمی شود

سیل عنان گسسته اقامت پذیر نیست

روی نکو به طینت ساقی نمی رسد

گل را صفای شبنم روشن ضمیر نیست

با عمر ساختیم ز دل مردگی رهی

ماتم رسیده را ز تحمل گزیر نیست

رهی معیری

www.avayeazad.com

نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط N e D a| |

رفیق اهل دل و یار محرمی دارم

بساط باده و عیش فراهمی دارم

کنار جو، چمن شسته را نمی خواهم

که جوی اشکی و مژگان پُر نَمی دارم

گذشتم از سر عالم، کسی چه می داند 

که من به گوشه ی خلوت، چه عالمی دارم

تو دل نداری و غم هم نداری اما من

خوشم از اینکه دلی دارم و غمی دارم

چو حلقه بازوی من، تنگ، گِرد پیکر توست

حسود جان بسپارد که خاتمی دارم

به سر بلندی ی ِ خود واقفم، ز پستی نیست

به پشت خویش اگر چون فلک خمی دارم

ز سیل کینه ی دشمن چه غم خورم سیمین؟

که همچو کوهم و بنیان محکمی دارم...

سیمین بهبهانی


www.avayeazad.com

نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط N e D a| |

درون اینه ها درپی چه می گردی ؟

 بیا ز سنگ بپرسیم

  که از حکایت فرجام ما چه می داند

بیا ز سنگ بپرسیم

زانکه غیر از سنگ

کسی حکایت فرجام را نمی داند

همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است

  نگاه کن

نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ

  چه سنگبارانی ! گیرم گریختی همه عمر

کجا پناه بری ؟

خانه خدا سنگ است

به قصه های غریبانه ام ببخشایید

  که من که سنگ صبورم

  نه سنگم و نه صبور

دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد

چه جای دل که درین خانه سنگ می ترکد

در آن مقام که خون از گلوی نای چکد

عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد

  چنان درنگ به ما چیره شد که سنگ شدیم

دلم ازین همه سنگ و درنگ می ترکد

بیا ز سنگ بپرسیم

که از حکایت فرجام ما چه می داند

از آن که عاقبت کار جام با سنگ است

بیا ز سنگ بپرسیم

 نه بی گمان همه در زیرسنگ می پوسیم

 و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟

درون اینه ها در پی چه می گردی ؟


فـــــریــدون مــشــیــــــری

 

www.avayeazad.com
نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط N e D a| |

الا ای دوستان گم کرده ام ره ،رهنما خواهم


در این تاریکی و ظلمت فقط نور خدا خواهم


ندارم اندر این دنیا به کس امید جز بر خود


شدم بیمار عشقش من ز درگاهش دوا خواهم


گنه کارم و خود آگاه زین کردار


فقیر بی نوا هستم ز دربارش نوا خواهم


من امشب آن قدر مستم وسرشارم


که در این دم دو صد جام دگر بر خود روا خواهم

خسرو نکونام


www.avayeazad.com


نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط N e D a| |

آرزو کردم بماند

رفت و جز یادی از او در دل نماند

آرزو کردم بیاید

دور گشت از من

رفت تا مرز جدائیها

آرزو کردم صدایش

مرحم دردم شود

گشت آرام و بی صدا

تا که نای ناز یادش

رخت بندد از درون یادها

آرزو کردم پیامی

آید از سوی نگارم

گشت تاریک و خموش 

هر دیار و کوره راه

آرزو کردم بیاید ، قطره اشکی

تا بشوید رنگ رخسارش زقلبم

اشک جاری گشت اما ، 

ماند در دل نقشی از آن رنج ها

آرزو کردم بمیرم

تا نبینم من چنین درد و غمی را

زنده ماندم

سوختم ، 

آتش گرفتم در میان دردها


حسن غفاری


www.avayeazad.com

نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط N e D a| |


Design By : Night Skin