تبليغاتX
ღ•**•.ღتــرســـیـــم عــشـــقღ.•**•ღ
ღ•**•.ღتــرســـیـــم عــشـــقღ.•**•ღ
در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند.
چلچراغ خانه من...
ای غمت آخرین ترانه ي من

عشق شیرین تو فسانه ی من

اشک چشمان آسمانی تو

موج دریای بیکرانه ی من

چشم من آستان خانه ی تو

اشک تو چلچراغ خانه ی من

غنچه خون شد بدور نرگس تو

گل نرویید در زمانه ی من

پرده ی گوش گل درید از هم

سحر از ناله ی شبانه ی من

سر بنهه همچو شاخه بر دوشم

موج شب را فشان به شانه ی من

تو مرو تا ز دست من نرود

زندگی – ای غمت بهانه ی من

اثر ناله بین که شاخه ی خشک

می کند گل در آشیانه ی من

تا چه با طبع سرکش تو کند

غزل ناب عاشقانه ی من

محمد معلم


تقدیم به دوست عزیزم ( م ک )

www.avayeazad.com

لينك | نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط N e D a |
باغ مهتاب...
دیشب، ای بهتر ز گل! در عالم خوابم شکفتی 

شاخ نیلوفر شدی در چشم پر آبم شکفتی

ای گل وصل از تو عطرآگین نشد آغوش گرمم

گر چه بشکفتی ولی در عالم خوابم شکفتی

بر لبش، ای بوسه ی شیرین تر از جان! غنچه کردی 

گل شدی، بر سینه ی هم رنگ سیمابم شکفتی

شام ابرآلود طبعم را دمی چون روز کردی

آذرخشی بودی و در جان بی تابم شکفتی

یک رگم خالی نماند از گردش تند گلابت

ای گل مستی که در جام می نابم شکفتی

بستر خویش از حریری نرم چون مهتاب کردم

تا تو چون گل های شب در باغ مهتابم شکفتی

خوابگاهم شد بهشتی، بسترم شد نوبهاری

تا تو، ای بهتر ز گل! در عالم خوابم شکفتی.

سیمین بهبهانی


www.avayeazad.com


تقدیم به دوست عزیزم ( م ک )

لينك | نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط N e D a |
اگر دل دلیل است ....
سراپا اگر زرد پژمرده ایم 

ولی دل به پاییز نسپرده ایم 

چو گلدان خالی ، لب پنجره 

پر از خاطرات ترک خورده ایم 

اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم 

اگر خون دل بود ، ما خورده ایم 

اگر دل دلیل است ، آورده ایم 

اگر داغ شرط است ، ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !

اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !

گواهی بخواهید ، اینک گواه :

همین زخمهایی که نشمرده ایم !

دلی سربلند و سری سر به زیر 

از این دست عمری به سر برده ایم


قیصر امین پور


www.avayeazad.com


تقدیم به دوست عزیزم (م ک)

لينك | نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط N e D a |
نور جان در ظلمت آباد بدن گم کرده ام

آه ازين يوسف که من در پيرهن گم کرده ام

چون نم اشکی که از مژگان فرو ريزد به خاک

خويش را در نقش پای خويشتن گم کرده ام

از زبان ديگران درد دلم بايد شنيد

کز ضعيفی ها چو نی راه سخن گم کرده ام

ای تمنا ! نوحه کن بر کوشش بی حاصلم

جست و جو ها دارم اما يافتن گم کرده ام

روز و شب خون می خورم در پرده بی طاقتی

گفت و گوی لالم و راه دهن گم کرده ام

شوخی پرواز من رنگ بهار ناز کيست؟

چون پر طاووس، خود را در چمن گم کرده ام

يافتن گم کردنی می خواهد، اما چاره نيست

کاش گم گردم، چه سازم ؟ گم شدن گم کرده ام

چون نفس از مدعای جست و جو آگه نی ام

اين قدر دانم که چيزی هست و من گم کرده ام

بيدل، از درد بيابانْ مرگیِ هوشم مپرس

بيخودی می داند آن راهی که من گم کرده ام


بیدل دهلوی


تقدیم به دوست عزیزم (م ک )

لينك | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط N e D a |
تـــــولـــــــــــــدم مــــــــــبــــــــــــــــــارک
سلام دوستای گلم .

امیدوارم حال همتون خوب باشه .

این پستم با بقیه ی پستا فرق میکنه آخه امروز تولدمه .



امروز میخوام از همه ی شما عزیزانم تشکر کنم از اینکه همیشه بهم سر میزنید و بهم لطف دارین.

دوست دارم نظرتونو در مورد شعرهای جدیدی که میزارم بدونم بگید از کدوم شاعر و شعر بیشتر خوشتون اومده.

شاد باشید . خدانگهدار . 



لينك | نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط N e D a |
Copyright By neda67 - This Template Designed By HOTWEBS